صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS رزا جمالی Rosa Jamali English   Swedish     Dutch   Italian   French   German   Bangla   Turkish   Esperanto


Millennium

 

خواب های فوری ام را برای شما پست می کنم

لکه هايی که خوابم کرد کهيرهای آخر اين دنيا بود

دگرديسی دست هام مرده است

کمی خوشرنگ تر از ديروز شده ام

بگو چقدر از روزهايم را مصرف کرده ای؟

و چقدر از تقويم واگير دارد؟

قرنطينه ی مردمکی که جذام گرفته است

چيزی زنگ می زند...

اگر گوشه ای از آن دايره ی زنگی را به من قرض بدهی

چيزی برای مردن کم ندارم

پنج صبح فردا سال تحويل می شود

تمام کلاغ های کتاب مقدس به شور نشسته اند

و جهان پديده ای ست رو به اتمام...

 

 

 

 

 

 

برگرفته از مجموعه ی " برای ادامه ی این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام ...."



نظر خوانندگان: 0 نظر