صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS رزا جمالی Rosa Jamali English   Swedish     Dutch   Italian   French   German   Bangla   Turkish   Esperanto   Kurdish


تفاوط

 

1

چاره نيست!

به پسوندهايِ بعدي نيازمندم

وقتي ورق پاره اي كهنه امضاء مي شود ، به سردرد دچار مي شوم

عجيب نيست؟

 

اي تو قاتلِ كلمه

چه كنم با تو وقتي كه وول مي خوري

در بي انتهاييِ يك سند

چه كنم با تو؟

 

2

كوتاه نيست اين كلمه

وجه مشخصه اش را تو حتا معلوم مي كني

وقتي نمي شود به هيچ سمت منحرفش كرد

وقتي كه در جا مي زند

 

يعني دروغ مي گويم ؟........

كمكم مي كني؟

 

كوتاه نيست انحرافم

پلك زدنم مشخص نيست

كوتاه نيست اين مشخصه ؟

 

3

چه شد؟

وقتي بندي از انگشتم را هديه مي دادم ، چه شد؟

دندان دردِ موربي سراشيبم كرد به دندانپزشك

همين؟

همين كه تعجبِ چشم هايم تخديرت مي كند.

 

گٌم شده ام

او از خطِ دو دستم نشان مي گيرد

من از علامتِ سوالي گول خورده ام

كه خودم نوشته ام .

 

4

زندگي ام مثلِ كلاغ ها نيست

پر و بالِ كلاغي تعيين ام مي كند

بر صبرِ خدا

ثابتم مي كني بر مداري معكوس كه خدا تثبيت كرد.

 

بر مسيرِ خدا تثبيت شدم

سياه سرفه مي كنم

برايِ مقدمه اي كهنسال مي نويسم

دندان دردت را

هر چند نوشتن نمي دانم...

 

از مجموعه ي " براي ادامه ي اين ماجرايِ پليسي قهوه اي دم كرده ام ..."



نظر خوانندگان: 0 نظر