سايه
صحنه : يك ميز ، پشتِ آن پنجره اي چاهارچوب و باد كه پرده را تكان مي دهد. رويِ ميز چند برگ روزنامه ، يك كارد، يك تنگ ، يك ليوان و دو صندلي . يك سطلِ كوچكِ آشغال در گوشه ي پايينِ پنجره قرار دارد. در اطرافِ آن گوني اي پر از سيب زميني ، يك ميزِ كشو دار و اثاثيه ي ضروري . يك آيينه ي قدي روي ديوار است.نوري نيم تاريك . دو زن كه كاملا شبيه هم هستند، هردو پيراهني بلند و سياه پوشيده اند و موهايشان را در مقنعه اي داخلِ لباسشان پنهان كرده اند. درابتدايِ نمايش صدايِ همهمه ي آدم ها شنيده مي شود كه به تدريج مي خوابد.زنِ اول از امتدادِ راستِ صحنه وارد مي شود، به حالتِ ترساني سعي مي كند خودش را لايِ پرده پنهان كند، وقتي مطمئن مي شود كسي در اطاق نيست ، شروع به وارسيِ اثاثيه ي اطاق مي كند؛ توجه اش به روزنامه ي روي ميز جلب مي شود:
زن اول ( از روي ِ روزنامه مي خواند ) پليس تا بحال ياز ده زن را كه چهره اي شبيبه به قاتل داشته اند ، دستگير كرده است ( سطرهايِ پايين تر را با چشم ، سريع و در دلش مي خواند ) بايد اينو يه جايي قايم كنم (با عجله صفحه ي دومِ روزنامه را باز مي كند ) شبيه ِ منه( روزنامه را مچاله مي كند و در سطلِ آشغالِ گوشه ي اتاق مي اندازد ، سعي مي كند متعادل باشد، به جستجويِ چيزي رويِ ميز مي گردد،اتاق را مي كاود.) ... ام......امروز چند شنبه س؟........ تاريخِ روزنامه يكشنبه س.... يكشنبه د ومِ آذر 1386... خب امروز سه شنبه س... شايد تا امروز قاتل پيدا شده ؟ ..... حتما پيدا شده ...... اينجا چقد تاريكه.....
مطلب کامل
|